على بن حسين واعظ كاشفى
440
رشحات عين الحيات ( فارسي )
گفتند كه بقاء بعد الفناء را دو معنى است يكى آنكه « 1 » بعد از آنكه سالك متحقق شد به شهود ذات و در آن رسوخ تمام يافت و از استغراق و غيبت به شعور و حضور بازگشت مظهر تجليات اسماء فعلى مىشود و آثار اسماء كونيه را در خود باز مىيابد و ميان هريك از آن اسماء امتياز مىكند و از هر اسمى حظى خاص فرا مىگيرد و معنى ديگر آنكه در هر آنى و جزوى « 2 » لا يتجزى از اجزاء زمان در خود اثرى از آثار اسماء « 3 » ذاتيه كه آن را در خارج مظاهر نمىباشد باز مىيابد و آنا فآنا اين آثار متنوعه متلونه را در باطن خود در مىيابد و باعتبار اختلاف « 4 » آثار امتياز مىكند ، ميان هر « 5 » يكى در اقصر زمانى از ازمنه و اين بهغايت نادر و عالى است و اكمل افراد انسانيه را از ارباب ولايت خاصه اين معنى بر سبيل ندرت حاصل مىشود و آيت كُلَّ يَوْمٍ هُوَ « 6 » فِي شَأْنٍ ، مبين « 7 » اين معنى است « 8 » هر دم از اين باغ برى مىرسد * تازهتر از تازهترى مىرسد اما آنچه در معانى بعضى احاديث مىگفتند ، در ضمن هشت رشحه ايراد مىيابد . رشحه : در معنى حديث القناعة كنز لا يفنى : مىفرمودند كه قناعت نزد ما آنست كه چون كسى نان جو ناپخته يابد آرزوى نان جو پخته نكند ، آن را نيز آنقدر خورد كه دست و پاى جنبد از براى نمازگزاردن و مىفرمودند كه « 9 » بوجهى « 10 » مىبايد بود كه هميشه ميسر شود و در خوردن و پوشيدن قناعت بايد كرد به چيزى كه از آن مايهتر « 11 »
--> ( 1 ) - بر : يكى آنكه سالك متحقق شد ( 2 ) - مى : ( جزوى ) ندارد ( 3 ) - مى : ( اسماء ) ندارد ( 4 ) - مى : اختلافست ( 5 ) - مى : ميان هر يكى قصر زمانى از ازمنه ، مج : ميان هر يكى در اقصر زمان از ازمنه ، چپ : ميان هر يكى از قصر زمانى از ازمنه ( 6 ) - مج : ( هو ) افتاده ( 7 ) - مى : مؤيد اين ( 8 ) - مج : است شعر ، چپ : است بيت ( 9 ) - مج ، چپ : ( كه ) ندارد ( 10 ) - مى : كه مىبايد بود ، مج ، چپ : بر وجهى مىبايد بود ( 11 ) - چپ : نسخه بدل ، از آن فروتر .